محمد مهدى ملايرى
35
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
به معلوماتى بيش از همين اطلاعات ناقص و نادرست كنونى دست يافت باقى نگذاشته است . نامهايى هم كه بدين دوران داده شده مانند دوران انقطاع يا دوران فترت يا دوران بىخبرى و مانند اينها كه ذكرشان گذشت ، از يك سو نمودارى است از همين باور ، از سوى ديگر مجوزى است براى پژوهندگان علاقهمند ولى كمحوصلهاى كه اين دوران را از دائرهء بحث و تحقيق خارج پنداشتهاند تا هم خود را از افتادن در راههاى نارفته و ناهموار و از لغزشگاههاى فراوان آنها در امان دارند ، و هم با تكيه بر همين باور به همين اطلاعات ناقص و نادرست قانع و دلخوش گردند . ولى به همان نسبت كه دامنهء مطالعات در اين دوران پيشتر مىرود اين حقيقت هم آشكارتر مىگردد كه اين باورى است نادرست و نااستوار ، زيرا آنچه تصّور شده كه در اثر تندباد حوادث نابود گرديده و از ميان رفته است ، نه بدانصورت كه تصوّر شده نابود گرديده و نه بدانگونه كه نموده مىشود از ميان رفته است . بلكه در اثر علل و عوامل مختلف كه به برخى از آنها اجمالا اشاره شد ناشناس مانده و پردههاى ابهام آن را پوشانده است . بىگفتوگو است كه شناخت صحيح و دور از ابهام اين دوران هم مانند همه ناشناختههاى تاريخ در گرو پژوهشهائى است مبتنى بر اصول علمى با بهرهگيرى از وسائلى كه امروز در جهان دانش در اختيار محقّقان است . آن هم در انتظار پژوهندگانى است دانشدوست و حقيقتجو و پرشكيب و توان ، و نسبت به تاريخ و فرهنگ خود و مردم و سرزمين خويش علاقهمند ، تا با همّت ايشان مسير تاريخ و فرهنگ ايران در اين دوران كه از خسوخاشاك زمان و نادانيهاى مزمن و تعصّبهاى گوناگون پوشيده و پنهان مانده است پاك و صافى گردد . و در نتيجهء آن علاوه بر تاريخ ايران ، تاريخ اسلام هم در اين سرزمين صافتر و روشنتر جلوه كند . تهران ، مرداد ماه سال 1371